على دوانى
37
سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )
و عدول بود ، و بر علماى بغداد تقدم داشت . احاديث بسيارى شنيده ، و مردى كريم النفس بود و اهل علم را مورد تفقد زياد قرار مىداد . شريف رضى در وقتى كه نوجوانى بيش نبود ، نزد وى قرآن مىآموخت . روزى استاد پرسيد : شريف ! در كجا زندگى مىكنى ؟ رضى گفت : در خانهء پدرم در محلهء « باب محول » . استاد گفت : كسى مانند تو نبايد در خانهء پدرش زندگى كند . من خانهام واقع در محلهء كرخ را كه به « البركه » معروف است ، به تو مىبخشم . رضى نپذيرفت و گفت : من تاكنون چيزى از پدرم نگرفتهام . استاد گفت : حقى كه من بر تو دارم ، از حق پدرت بزرگتر است . زيرا من كتاب خدا را به تو آموختهام . رضى هم ناچار پذيرفت « 30 » . » محدث نامى مرحوم حاج شيخ عباس قمى در پاورقى فوائد الرضويه ، ترجمه بقيهء گفتار ابن جوزى را بدين گونه آورده است : « بدان كه معلم سيد رضى كه خانه به دو بخشيد ابو اسحاق ابراهيم بن احمد بن محمد طبرى مالكى شيخ شيوخ و همان كسى است كه به كرامت اخلاق و افضال بر اهل علم موصوف بوده ، و « دار قطنى » پانصد جزء احاديث بر وى قرائت كرد . چون از - بصره - برگشت ، مردم دسته دسته به تهنيت مقدمش آمدند . از جمله ابن سمعون واعظ در جامع ابراهيم به خدمتش رسيد ، او اين ابيات را در تهنيت وى انشاد كرد . حدود سنهء 393 در بغداد وفات كرد « 31 » » ولى ابن جوزى صريحا وفات او را در همان سال 393 ه - دانسته است . بايد توضيح دهيم كه داستان خانه بخشيدن ابو اسحاق طبرى به سيد رضى و اين كه از وى پرسيده است در كجا زندگى مىكنى و رضى گفته است در خانه پدرم ، و استاد جواب مىدهد : كسى مانند تو نبايد در خانهء پدرش زندگى كند ، مربوط به ايام پس از بازگشت پدر سيد رضى از تبعيدگاه و متأهل بودن وى است ، و پيش از استرداد دارائى پدر رضى مىباشد كه مصادره شده بود . زيرا اگر او مجرد بوده ، و املاك و دارائى پدرش مسترد شده بود ، اين سؤال ، و جواب و اعطاى خانه و پذيرش آن از طرف سيد رضى با عزت نفسى كه داشته است ، مورد پيدا نمىكرد .
--> ( 30 ) - منتظم ابن جوزى - ج 7 - ص 223 . ( 31 ) - فوائد الرضويه - ج 2 - ص 498 .